تبليغاتX
SinUoUs

یه موقع هایی هست که نباید یکی رو تنها گذاشت. یعنی مهم نیست تو کی ای ، چقدر با طرف بودی چقدر عرض ارادت کردی یا اصلا زدی فکشو آوردی پایین ؛ مهم اینه که اون لحظه ها باشی، همین فقط بودنت میتونه یه عالمه از غصه ی یکی دیگه کم کنه. مثه چی؟ مثه وقتی که یه آشناهات یکیشو از دست داده و طرف براش بودن و هم دردی یه غریبه هم مهم می شه. 

گرفتین چی میگم؟


ت.ن: چرا به جای این که مثلا اتفاق فلان و فلان تر و فلانی ، تک تک و در سه زمان مختلف بیفتن حتما باید پشت سر هم و مسلسل وار بیان تا این قدر آدم هنگ کنه که تو احمقانه ترین موقعیت ها احمقانه ترین کارها رو بکنه ؟!

پ.ن: ** بگیره این هفته رو که از اولش تا آخرش بیخیال من نمی شد.همین طور هی هی هی! ** بگیره!



 23:43 


لاکردار پاشو گذاشته بیخ گلوی من ، عین خیالشم نیست.



 23:59  | 


کنکور ، بازه ایست زمانی به مدت حداقل نه ماه ، که میتواند شما را ضمن خمیده و خمیده تر کردن ، به صورت آهسته و پیوسته از نظر عرضی پرورش و پرورش تر دهد.



سوال هفته :

ماژیک راندو بهتره یا خودنویس؟ آیا؟

جواب های خود را حداکثر تا چند روز دیگر به شماره ی ما ارسال نمایید.



 23:32 



خودِ خودِ خودِ خودِ  "فراموش کردن"



* فیلم بیست.



 23:32 


یک هو میبینی دورت پر شده از آدم هایی که هنوز که هنوزِ بلد نیستند با در و دیوار و مدادهایشان حرف بزنند. هنوز نمی دانند وقتی خودکارشان تمام شده ، قطره ای جوهر ندارد چطور از جوهر نامرئی اش استفاده کنند. نمی دانند مدادهای نتراشیده یا اتدهای بدون نکِ داخل کشو چه زجری میکشند.

وقتی ساده ترین سوال ها را می پرسی به چشم یک احمق ِکودن ِخل وضع نگاهت میکنند. نمیدانند وقتی چیزی را پاک میکنند چه بلایی سرش می آید. تا حالا به بُعد خرده پاک کن ها ، آسمان پنبه ای نوشته های زیر غلط گیر و دنیای ته کیفشان فکر نکرده اند. هیچ وقت موقع کندن برگه ی دفترشان بلند بلند معذرت خواهی نکرده اند و قول های جور واجور برای جبران کردن این خسارت به دفترشان نداده اند. یا اصلا بدتر ، وقتی پاک کن شان از روی میز می افتد صدایش نمی زنند. حالش را نمی پرسند حتی نگرانش هم نمی شوند ! باورتان می شود؟

یک هو میبینی تک تک آدم های اطرافت کتاب های زیادی خوانده اند ، معلومات و ادعای زیادی دارند ؛ اما هنوز که هنوزِ توی این موقعیت های ساده مثل یک آدم نفهم عمل می کنند.


خیلی یک هو تر ، سرت را هر چقدر که می چرخانی میبینی باید بیش تر و بیش تر و بیش تر بیندازی اش پایین. خیلی خیلی بیش تر. بیش تر و بیش تر و بیش تر.


انگار بعضی حرف ها را نمی شود زد. نمی فهمند. مسخره ات می کنند.


 21:21 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center